محمد سعيد جانب اللهى
302
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
به دست ديگر اين مراسم را اجرا مىكند ، هرچه از دوا و خوراكى كه به او بدهند ، آنها را مىجوشاند و به ناخوش مىدهد و اگر پارچه بدهند ، لباس چهلتكه درست مىكند و تن بچهء ناخوش مىكند ( هدايت ، 1342 : 56 ) . در هرات مروست ( يزد ) كسى كه چرچين مىشود ، يك غربال را روى سرش مىگذارد و با چادر روى غربال و خود را مىپوشاند و همراه با چند نفر در كوچهها راه مىافتد و مراسم فوق را به جا مىآورد ( جانب اللهى ، 1386 : 47 ) . [ 6 . سوزاندن عضو ] 6 . در خراسان همچنين اگر بچهاى چشم بخورد ، بايد عضوى از بچه را بسوزانند تا اثر چشم از بين برود ( محجوب : 439 ) . [ 7 . كندن مو از شخصى كه به او شك دارند ] 7 . در ميرجاوه براى درمان چشمزخم يك نخ مو از شخصى كه به او شك دارند گرفته آتش مىزنند ، يا از او مىخواهند ، دعايى بخواند و به بچه فوت كند ( جانب اللهى ، 1381 : 249 ) . [ 8 . اسپند ] 8 . در سيرجان يك زن مجرب مقدارى اسپند و نمك در مشت مىگيرد و دور سر نظر خورده مىگرداند و مىگويد شنبهزا ، يكشنبهزا تا جمعهزا ، چشم حسود بدذات ، بخيل ، هركى ديده نديده مىشناسه ، نمىشناسه ، چرنده ، پرنده ، انس ، جن ، پرى ، پرىزاده سرسياه ، دندان سفيد ، هركى مىدونه ، هركى نمىدونه ، اين همسايه ، اون همسايه ، اهل محل ، اهل كوچه ، اهل حمام . . . بعد نام كسانى كه مريض را ديدهاند يا مىشناسند مىبرد و مثلا مىگويد « چشم فاطمه نمك ، نمك به آتش ، چشم على نمك ، نمك به آتش » و به همين ترتيب همه را اسم مىبرد و بعد مىگويد : « اسپند تو مىدونى ، چشمزخم را بگردونى ، يا اسپند صد و سى و دو دونه ، چشمزخم را بگردونه ، هركى چشمش زده ، چشمش بتركه » . هركى دل زده دلش بتركه ، بعد روى نمك و اسپند كمى آب دهن مىزند و آن را توى آتش مىريزد كه بسوزد و از مريض رفع خطر و بلا شود ( رعايى : 33 ) . ناپرهيزى يا جنزدگى در ميبد كابوس ، از جا برجستن ، از خواب پريدن ، در خواب راه رفتن ، دندون قروچ كردن ، پاور زدن ( بىاختيار پا به سنگ يا مانعى زدن ) نشانهء ترسيدن يا جنزدگى است ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . علت ابتلا به ناپرهيزى اگر بچه روى زمين نجس جايى كه از ما بهتران ( جن ) هستند ( مثل داخل مطبخ ، حمام ، يا زير درخت سبز ) عبور كند ، يا زمين بخورد ، به ناپرهيزى مبتلا مىشود ، كه بايد براى او سركتاب باز كنند ، دوتا دعا دارد كه يكى را بايد با اسفند در آتش بسوزانند و بچه را از روى آتش آن عبور دهند ، دعاى دوم هم همراه بچه كنند ( همان ) .